صفخه نخست

مادلشدگان خسروشیرین پناهیم

ماکشته آن مه رخ خورشید کلا هیم

ما از دو جهان

غیر تو ای عشق نخواهیم

بخش اول

بخش دوم

تصنیف دلشدگان را با صدای استاد شجریان اینجا بشنوید
تهیه و تنظیم: فرح ربیعی

 

موسیقی ایرانی به روایت علی حاتمی

علی حاتمی را در سینمای ایران ، روایت گر رویداد های فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی دوران قاجار می شناسند . او زبانی بسیار گیرا و با ارزش برای روایت های خود داشت .زبانی که گاهی کلام او را به شعر نزدیک می کند . از این رو می توان گفت که حاتمی شاعر سینمای ایران بود . حاتمی آثار با ارزشی به سینما و تلویزیون ایران هدیه کرده است که از آن میان می توان دو سریال « سلطان صاحب قران » و « هزار دستان » و فیلمهای « سوت دلان » و کمالملک » و « مادر » اشاره کرد که جز « سوت دلان » که روایتی است عاشقانه از دلبستگی های عاطفی یک جوان عقب افتاده و بیمار ، بقیه تصاویری هستند از روابط اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی عهد قاجار . او پژوهشگری صاحب سبک در فرهنگ و هنر دوران حکومت قاجار ها به شمار می رود ، با دلبستگی های این دوران . از این رو شیوه لباس پوشیدن و رفتار اجتماعی و خانوادگی مردم ایران را در این دوران خوب می شناسد و احاطه کاملی بر رویداد های تاریخی آن دارد

بنا براین دور از انتظار بنود که روزی دست به ساختن فیلمی در مورد موسیقی ایران بزند

 

 

 

 

 

     
 

داستان دلشدگان

 

او در زمانی به فکر ساختن این فیلم افتاد که موسیقی سنتی و کلاسیک ایران از حمایت چندانی برخوردار نبود . وبه نوا های موسیقی ایرانی که با عشق و محبت در خون ملتی سالها پرورده شده بود ارج و منزلتی داده نمی شد

حاتمی در این فیلم به زمان احمد شاه بر می گردد و فعالیت تعدادی از موسیقیدانان ایرانی را که برای اولین بار به خارج رفتند تا صفحه ای از آثارشان ضبط کنند ، به تصویر می کشد

یک کمپانی صفحه پرکنی اروپائی تمایل نشان می دهد که صفحه ای از موسیقی ایرانی ضبط کند .از آقای حسن دلنواز ، خواسته می شود که جمعی از بهترین نوازندگان را برگزیند . گروهی از نوازندگاه و خوانندگان که می خواهند اثری از خود به یادگار بگذارند با اینکه هریک برای گذران زندگی به کار دیگری اشتغال دارند ، تشویق به سفر می شوند . این افراد در فرنگ با عدم همکاری کمپانیهای ضبط مواجه می شوند و میزبان آنها که قصد حیله گری دارد ، آنان را در غربت تنها می گذارد

هنر مندان ایرانی که نمی خواهند از سفر فرنگ دست خالی به وطن برگردند ، "با هزینه شخصی اقدام به ضبط صفحه می کنند .صدای دلنشین "طاهر خان خواننده گروه ، به هنگام تمرین ، موجب بهبودی " لیلا " برادرزاده سفیر عثمانی می شود که در مجاورت باغ پانسیون گروه زندگی می کند . هوای سرد و موذی فرنگ طاهر خان را که جسماً آدم ضعیفی است ، دچار ذات الریه می کند . آنها پس از اتمام کار ضبط صفحه ، دچار مشگلات مالی شده و مجبور می شوند که برای امرار معاش و خرج سفر بازگشت در محل های عمومی شهر به اجرای برنامه به پردازند . طاهر بیمار جانش را در آوایش می نهد

در راه بازگشت ، به زمان آغاز جنگ اول جهانی ، کشتی مسافربری حامل آنها اشتباهاً مورد اصابت گلوله توپ قرار می گیرد و اثاثیه مسافران به آب ریخته می شود

صندوق صفحات ضبط شده بر امواج دریا شناور می گردد

 

 

 

 

 

   

 

 

دلشدگان وادی عشق ، با گذر از هفت خوان خطر ، خاطر از ناپسندیدگان ها بدور میدارند

     
 

فیلم دلشدگان با صدای بلبل آغاز می شود .جعبۀ موسیقی رویای پسری جوان را که در لباس پادشاهی کنار جعبۀ موسیقی ایستاده است و می گوید :جعبۀ موسیقی ، .. همه صدا ها آهنگ بود و حرفها ترانه ، رهگشای ماجرا می شود

ـ موسیو ژولی از اهالی پاریس که مدتی ساکن دارالخلافه بوده است ، قصد توسعه روابط دوستانه با ایران را دارد . او به همراه پیشنهاد های خود ـ ضبط صفحه موسیقی را هم پیش کش کرده است . پس به فرمان شاه جوان شخصی بر این کار گماره شود ،و کسی به شایستگی استاد دلنواز نیست که بهترین نوازندگان ایرانی را بیابد و از بین آنها تعدادی را برای صبط صفحه ای از موسیقی ایرانی تعلیم داده و آماده کند

در صحنه ای استادی به ساخت ساز ـ تار مشغول است و هم زمان که دست های استاد پیر سازی را خلق می کند ، صدای دلنواز تار حسین علیزاده صحنه را همراهی می کند . این تار خوش تراش ، به خواست پیر چنگ ساز ، نصیب شیرین ترین پنجه ها ، یعنی استاد دلنواز می شود . نام ساز تازه « دلنواز » می شود

گروه دلشدگان بزودی شور و شیفتگی خود را به موسیقی بروز می دهند و استاد دلنواز پرده از راز پسر عیسی خان وزیر که یکی از استادان بزرگ ضرب است کنار می کشد . او میداند که فرج مخفیانه از استاد عیسی خان وزیری ضرب را به خوبی آموخته است .پس او را تشویق می کند که از آشپزی در خانه دست بردارد و با گروه دلشدگان همراه شود . استاد دلنواز گروه انتخاب شده را به نایب السلطنه چنین معرفی می کند :ناصر خان دیلمیان ـ کمانچه ، خسرو خان ـ سنتور ، فرج پسر عیسی خان وزیر ـ تنبک ، طاهر خان بحر نور ـ آواز و خود با نواختن تار رهبری گروه را بعهده می گیرد

گروه دلشدگان پس از آماده شدن کار ، یک به یک با خانواده و دوستان خود وداع می کنند و به سفری روانه می شوند که تقدیر بر ایشان رقم زده بود

سفیر ایران و فرستاده شاه در پاریس پذیرای گروه " دلشدگان " می شوند . چیزی نمی گذرد که خبر به شاه می رسد که فرنگی مبتلا به پریشان حواسی شده است و وضبط صفحه ای که پیش کش کرده بود فراموش کرده است . روز ها میگذرد وتلا ش گروه به جایی نمی رسد .از دارالخلافه به آنها می گویند که برگردند . اما گروه نمی خواهد که دست خالی باز گردند . استاد دلنواز مصمم می شوند که کاری که بدست اجنبی نشده است بدست خودی به سرانجام رساند

طاهر خان بیمار شده است ، خسرو در فراغ گلچهره غمگین است .استاد دلنواز تنها خانه خود را وکالتاً می فروشد تا از پس مخارج برآیند

صدای گرم و حزن آلود شجریان در باغ پانسیون محل اقامت دلشدگان می پیچید

آنجا که تصویر و زبان از قصه گویی باز می ماند ، زبان شعر به کمک گرفته می شود

 

پاسبان حرم دیر شده ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشۀ او نگذارم

اینجا بشنوید

خسرو خان برای کمک خرج مشغول تدریس پیانو می شود ، فرج در سفارت ایران آشپزی می کند ، طاهر با وجود بیماری به تمرین آواز می پردازد و تقدیر او را با دختری به نام لیلا آشنا می کند .لیلا برادر زاده سیفیر عثمانی چشمانش نابینا است و با شنیدن صدای سحر آمیز طاهر شفا می یابد

 

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید ازاآن چشم و از آن ابرو

اینجا بشنوید

صدای بوق کشتی

فراغ و دوری از وطن و عشق ،

گلچهره می گفت : ما همدلیم و همنوا ز ، ...بمان.. به عهد خود وفادار بمان.

 

گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد

گلچهره مپرس پروانه تو بی تو کجا رها شد

اینجا بشنوید

با مرگ طاهر و جدا شدن خسرو ، استاد دلنواز و یارانش با صحفه های ضبط شده موسیقی شان به قصد ایران برای سوار شدن به کشتی به بندر می روند . لیلا سیاهپوش برای واداع با محبوب خودبه بندر آمده ا ست . پیکر بی جان طاهر بر ارابه ا ی رانده می شود، موسیقی متن در اینجا اوج می گیرد ، شیوۀ خاص موسیقی علیزاده سوگ لحظه ها را به نهایت می رساند

کشتی در هم شکسته ... و بر موج ها صفحات ضبط شده لغزان است و ... و دلشدگانی که جز قصه شان به ساخل نرسید

و کسی می خواند

گلچهره بریز ... بریز ... تا خون من

اینجا بشنوید

....

 

 
   
   
   
   
   
   
 

دلشدگان

محصول : فیلم هدایت

کارگردان : علی حاتمی

فیلمبردار: محمود کلاری

تدوین : روح الله امامی

موسیقی متن : حسین علیزاده

شعر : فریدون مشیری ، علی حاتمی

خواننده محمد رضا شجریان