پنجاه و پنج سال از مرگ مردی می گذرد که نه تنها ادبیات و روزنامه نگاری ایران ، بلکه موسیقی ایرانی نیز ـ بویژه در زمینه تصنیف سازی و ترانه سرائی دین بسیاری به او دارد و هنوز هنگامی که تصنیف جاودانه اش « مرغ سحر » پیر و جوان را در شور و شوقی بیکران فرو می برد
میرزا محمد تقی خان بهار (ملک الشعرای بهار ) صد و بیست سال پیش به تاریخ 20 آذر 1265 شمسی در مشهد به دنیا آمد . پدرش میرزا محمد کاظم صبوری ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود و محمد تقی در کنار پدر با شعر و ادب آشنا شده و از کودکی به سرودن شعر پرداخت . هنوز به هیجده سالگی نرسیده بود که پدر را از دست داد و به فرمان « مضفردین شاه قاجار » لقب ملک الشعرائی گرفت و سرودن مدح و مناقب را چون پدرش ادامه داد
میرزا محمد تقی که از 14 سالگی همراه پدر به مجامع آزادیخواهان رفت و آمد می کرد ، خیلی زود به مشروطیت و آزادی دل بست و در 20 سالگی رسماً به جمع مشروطه خواهان خراسان پیوست و ذوق و قریحه سرشار خویش را در خدمت جنبش آزادیخواهی قرار داد
پس از مرگ مظفرالدین شاه عضو انجمن سعادت شد که با انجمن سعادت استانبول و آزادیخواهان باکو در ارتباط بود . دوران استبداد صفیر محمد علی شاه قاجار که آغاز شد ، بهار با همکاری دوستان و همفکرانش روزنامه « خراسان » را تاسیس کرد و نخستین اشعار ملی خود را در آن انتشار داد . :در سال 1325 یکسال پس از آغاز پادشاهی محمد علی شاه ، ترکیب بند « آئینه عبرت » بهار انتشار یافت که با این مطلع آغاز می شد
پاسبانا تا به چند این مستی و خواب گران
!پاسبان را نیست خواب ، از خواب سر بردار هان
:و سپس در عهد استبداد صغیر محمد علی شاه ، چندی قبل از فتح تهران بدست آزادیخواهان ، « مستزاد » معرف او در روزنامه خراسان منتشر شد
از میان تصنیف های ملک الشعرای بی شک می توان مشهور ترین و ماندگار ترین آنها را تصنیف « مرغ سحر » دانست که اهنگ آن بوسیله مرتضی خان نی داوود در « ماهور » ساخته شده و برای اولین بار « قمر الملوک وزیری » آنرا اجرا کرده است ، این ترانه و آهنگ آن ، بهترین و معروفترین ترانه و آهنگ زمان خودش شد . و پس از آن نیز بارها و بار ها بوسیله خوانندگان دیگر خوانده شد
:راز ماندگاری « مرغ سحر » را باید در مضمون اجتماعی آن جستجو کرد که بهر حال در هر دوره ای در ایران مصداق پیدا می کند
مرغ سحر ناله سرکن ، داغ مرا تازه ترکن
ز آه شرر بار ، این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ
نغمه آزادی نوع بشر سرا
در نفسی عرصه این خاک توده را ، پر شررکن
تصنیف « مرغ سحر » دو بخش دارد ، بخش اول که با بند بالا آغاز می شود ، تا کنون در اکثر برنامه ها و نوار ها اجرا شده است ولی بخش دوم آن که سیاسی تر است و دارای حمله مستقیم به حکام زمانه ، به اجرا در نیامده و شاید هم اجازه اجرا پیدا نکرده است
عمر حقیقت بسر شد ، عهد و وفا بی ثمر شد
ناله عاشق ـ ناز معشوق ، هر دو دروغ و بی اثر شد
راستی و مهر و محبت ، فسانه شد
قول و شرافت همگی ، از میانه شد
از پی دزدی وطن و دین ، بهانه شد
دیده تر کن
***
جور مالک ، ظلم ارباب
زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می ناب
جام ما پر زخون جگر شد
***
ای دل تنگ ناله سرکن
و زقویدستان حذر کن
از مساوات صرف نظر کن
از مساوات صرف نظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین
پرده دلکش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
کز غم تو سینه من پر شرر شد
***
در هیچ یک از منابعی که برای این مطلب مورد استفاده نگارنده قرار گرفت . تاریخ ساخته شدن « مرغ سحر » قید نشده است . اما از قراین چنین بر می آید که این تصنیف حدود سالهای 1307 تا 1310 سروده شده باشد
دوره ای که ملک الشعرا با رد پیشنهاد همکاری « کارمند دربار » از سیاست برکنار شده و به خدمات علمی و ادبی مشغول بود و البته در سروده ها و تصنیف هایش حف نهایی را بیان می کرد
شعری برای قمر
از دیگر ترانه های مشهورملک الشعرا می توان به تصنیف های زیر اشاره کرد :ـ
ـ رفتی و عهد خود شکستی » با آهنگ مرتضی نی داوود و آواز قمر ، « به اصفهان رو » با آهنگ عبدالحسین برازنده و آواز تاج اصفهانی و « موسم گل » با آهنگ موسی خان معروفی و آواز قمر . از میان پنج تصنیفی که بهار روی آهنگهای درویش خان سروده ، مشهورترین آنها را می توان « زمن نگارم خبر ندارد » در دستگاه ماهور دانست که برای اولین بار طی کنستی در « گراند هتل» بوسیله « سید حسین طاهرزاده » در سال 1303 خورشیدی خوانده شد و بعد قمر هم آنرا اجرا کرد
همانگونه که ملاحظه می شود ، بهترین و بیشترین ترانه های ملک الشعرا را قمر الملوک وزیری اجرا کرده است . بهار علاقه ای بسیار به هنر و اخلاق قمر داشت و علاوه بر تصنیفی که در بیات ترک با عنوان « زن با هنر » یا « به دل جز غم آن قمر ندارم » با آهنگ شکرالله قهرمانی ساخته و بعد ها بوسیله ناهید نیکبخت اجرا شده است ، در سال 1307 قطعه ای بلند در وصف وی سرود که با این ابیات آغاز می شود
ای نو گل باغ زندگانی
ای برتر و بهتر از جوانی
ای شبنم صبح در لطافت
ای سبزه تازه در نظافت
مام تو چو آفتاب زاده
نامت زچه قمر نهاده ؟
...........................
روان هر دو شاد و یادشان گرامی باد
ت
***
- Coyright Behnama , all rights- behnama.tv@gmail.com ـ استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع و یا لینک دادن به آن ها بلا مانع است