"در مورد طنز که یکی از محور های اصلی ذهن من است صحبت می کنم "
بخش دوم
گفتگو با دکتر
مجابی
ـــ در مورد طنز که یکی از محور های اصلی ذهن من است می خواهم سخن بگویم
در خاندان ما طنز یک بیماری موروژی است .تقریباً تمام فامیل ما به یک نحوی ، شاد و هجو گو و هزل اندیش هستند. و طنز توی زندگی حرفه ای و زندگی روزانه شان جریان دارد .طبیعتاً من از آن هزل عامیاته ای که توی خاندان ما بود ، به تدریج به یک طنز ادبی رسیدم . در واقع طنز از نظر من یک اَبَر رسانه است ، یعنی در رسانه های هنری موجود است ، و تابع رسانه ها نیست ، بلکه فراتر از رسانه ها است .یک فوق سیستم است . به این معنا که طنز در شعر هست ، در داستان هست ، در نمایش هست ، در موسیقی حتی هست و حتی یک بار من صحبت می کرد م در بارۀ طنز در معماری ، که حتی در معماری هم طنز هست . این شاید مثالش خیلی نادر باشد .
طنز در معماری به این معنا که ، شما می روید توی یک مسجد ، مسجد جائی است که انسان با خدا ارتباط پیدا می کند ،یعنی باید کاملاَ ساده ، پاک و بی آلایش باشد . ولی وقتی که شما می روید توی مسجدی که پر از زرق و برق هست ـ پر از رنگ هست ، نور هست ، کاشی هست
ـدر واقع شما خلاف آن چیزی که کارکرد آن مسجد هست به آن تحمیل کرده اید . در واقع این طنز است که دراین رابطه وجود دارد .و کمتر مسجدی داریم که مطابق روحیه خودش ساخته شده باشد، کارکرد اصلی خودش ساخته شده باشد . مثلا مسجد تاریک خانه دامغان ، چنین مشخصاتی را دارد ، یک جای عظیم ، ساده ، با صفا و پر از معنویت ، فقط ،ـ نه زرق و برق و آیینه کاری و انواع و اقسام رنگ ها
به هر حال غرض این است که طنز در تمام هنر ها هست و در واقع یک نوع بینش است
من تعریفی که برای طنز دارم ، و این تعریف را از دل ادبیات ایران در آورده ام . در واقع برای نوشتن تاریخ طنز ادبی ایران ، من ناگزیر یک بار دیگر تمام آثار مهم نظم و نثر فارسی را خوانده ام ، صد ها کتاب . تمام چیز هایی که به نحوی یه هجو ، هزل و طنز و طیبت مربوط می شد توی نوشته های نثر و شعر ، نگاه کردم و یاداشت برداری کردم . و برای این کتاب تاریخ طنز ادبی ایران استفاده کردم .. که تا حالا 1000 صفحه این کتاب حروف چینی شده است ولی باز هم ناتمام است
به هر حال این تعریفی که من می دهم ، تعریفی از طنز است که من یک سی سالی در باره اش فکر کرده ام و بار ها مقاله نوشته ام و از دل ادبیات ایران در آورده ام . تعریفی نیست که حالا یک انگلیسی و یا فرانسوی گفته باشد و من بخواهم اینجا تکرار کنم
....ــ به گمان من طنز نگاهی است تردید برانگیز نسبت به وضعیت بشری