شاعر غزلسرای معاصر نوذر پرنگ در خاموشی چهره در خاک کشید
تولد ، تولد ، تولدت مبارک
مبارک مبارک ، تولت مبارک
از میان آهنگ های انوشیروان روحانی ، مردم بیشتر به آهنگ های سلطان قلبها و گل سنگ . تولدت مبارک علاقمندند که آهنگ تولدت مبارک مانند آهنگ جادوئی و خاطره انگیز مبارکباد که در همهۀ جشن های عروسی مردم ایران خوانده شده و می شود . این آهنگ نیز دارای شهرت و محبوبیت خاصی است که در تمام جشنها ی تولد فرزندان این آب و خاک خوانده می شود و به صورت آهنگی همگانی در آمده است .
جشن تولد سرودۀ نوذر پرنگ است و آهنگ ساخته انوشیروان روحانی که این ترانه اولین بار توسط ویگن خواننده محبوب جاز اجرا شد .بعد از او خوانندگانی دیگر هم این ترانه را خواندند
شعر ترانه فنجون طلا و اسب ابلق سم طلا هم ساخته نوذر پرنگ بود که خواننده آن ویگن بود
اما نوذر پرنگ علاوه بر ترانه سرایی برای خونندگان رادیو ، از شاعران نامی غزلسرای معاصر ایران ، آشنا به «مبانی زبان شناسی» ،و همکاری با مجلات « سخن
و روشنگر داشته است
و انتشار مجموعه شعر «فرصت درویشان » و مجموعه شعر « آن سوی باد » و انتشار مقالاتی در حوزه ادبیات و نقد ادبی از آثار به یادگار مانده اوست
معرفی نوذر پرنگ به قلم بیژن ترقی
نوذر پرنگ از آن پدیده های استثنایی غزل معاصر است .که به علت خوی درویشیی و پرهیز از خودنمایی بی ثمر و مشمئز کنندۀ گروهی که بی هیچ استعداد ، خود را با بلند پایه ترین گویندگان و بزرگان این سرزمین می سنجند ، از همه گونه خودنمایی و جار و جنجال های تبلیغاتی به دور است ... محققین و شعر شناسان آثار او را از نظر سبک و فصاحت با اشعار گویندگان ادب فارسی مقایسه کرده اند ( و الحق سخنی به گزاف نگفته اند ) غزلیات پرنگ از نظر ، تازگی مضمون ، ابداع استعارات و تشبیهات و انسجام کلمات و ترکیبات ، دارای آن جذبه و شور و حالی است که اگر چه ناگریرانه و نه در حد تقلید به سبک و روش پیشینیان است . لیکن از خوش تراشی گوهر لفظ ، و موسیقی مترنم وزن ، و تازگی و طراوت معنی و مضمون ، آنچنان مایه اندوخته که انسان را در وجد و حالی دست نیافتنی و سکرآور فرو می برد
ساقی به جلوه آی و مئی چون پری بریز
دستی فشان و آبروی دلبری بریز
مطرب از آن خیال که در پردهۀ سماع
گلگون نشسته در خم خنیاگری بریز
برباده نوش خم سماوات گوشدار
جام نخست من ، زپی آخری بریز
ای خواجه حکیم قاضی حاجات کافی است
خاکی بیار و در دهن داوری بریز
ایمان خشک ، تازه کند این شراب ناب
آبی به روی آتش ناباوری بریز
دقایق و ظرافاتی که در ابیات غزل " پرنگ" به کار رفته ممکن است در ابتدای امر به چشم نیاید چنان که درک آن نیز برای همه کس ممکن نیست ، خواننده یا شنوندۀ این اشعار باید آن قدر استطاعت علمی و حدت نظر داشته باشد که فی المثل از کلمات " قاضی حاجات " و " کافی ؛ به یاد یا قاضی الحاجات و یا کافی المهمات بیفتد ؛ تا بتواند از خواندن این شعر و لطایفی که در آن به کار رفته حظ وافر و کافی ببرد
نوذر در بیان التهابات و انقلابات درونی خود به راستی از توانایی خاصی برخوردار است و گویی دستی به عالم غیب و شهود و گوشی به باده نوش خم سماوات و اندیشه ای ماورائ تفکرات معمول بشری دارد ؛ او غزل را با کلمات و ترکیبات و ترکیبات درٌبار و درخشانی که در خزینۀ حافظۀ خود پیراسته به گونه ای می آراید که از حد تصور به دور است
باد لیللج قبا ، سوخته ، مجنون دستار
خاک چون پیرهن بوالحسن عمرانی
سوختم در دهن خویش ، خرابات کجاست
تا زنم آب به سوز سخن پنهانی
چون رگ پارۀ خورشید قیامت تا صبح
نعره می زد شب اختر شکن بارانی
همچنان که خواجه بزرگوار شیراز ، دامن غزل را که تا آن زمان اکثراً در موضوعات عاشقانه ، تعریف و توصیف و شکوه و گلایه از معشوق سروده می شد ، به مسائل عارفانه و بیان مضامین تازه تازه کشید ، غزل نوذر نیز به گستردگی دامنۀ غزل و به گونه گونی مطالب و موضوعات آن افزوده است
هوای معنی بیگانه در سر دل ماست
بود که رنگ دگر بر رخ هنر بزنیم
باز دو چشم مست او رفته به خوبگاه گل
سبز کشیده خورده را ریخته در نگاه گل
از سر کوی عاشقان باز بنفش می رود
صوفی سبز باد در خرقۀ سرخ آه گل
دوش کدام آسمان خفته به یاد چشم تو
بوی ستاره می دهد کنگرۀ کلاه گل
یاد شیرین تو در خلوت سر چشمۀ مهر
جامه از تن به در آورد و به مهتاب سپرد
آسمان عکسی از آشوب قیامت برداشت
به نهان آینه داران ته آب سپرد
از انعکاس رنجهایش که سالها غم توانفرسای غربت را با صبوری تحمل کرده و بار گران محبت های از دست رفته را به دوش جان کشیده و پیوسته کوله بار نگرانیهای گذشته اش به شانه بوده است ، نیز یادی کنیم
صبا به ناله و می در خروش و گل سفری است
بساز برگ رحلیم که فصل دربه دری است
مبین به شعر تر و نغمه های شیرینم
قسم به آب و گیاه و پرنده ، غمگینم
مثنوی هایش نیز ، اعجاب برانگیز و شور آفرین است ، علاوه بر شمول و تسلی که وی بر فرهنگ اساطیری و باستانی این کشور دارد تصویر سازی ها و نقش آفرینی های او نیز چشم گیر و حیرت آور است .در مثنوی عارفانه ای که به گونه ساقی نامه سروده شده و آن نیز انباشته از مضامین بکر و دست نیافتنی است ، از شعر خواجه شیرازی بدین گونه سود جسته و چهره آن پیر مرد را بدین گونه به تصویر کشیده است
نشسته پیر پیری چنگ بر دست
فکنده چنگ در زلف دلم مست
فرو می ریزد از بال و پر و چنگ
سرشگ آیه های صورتی رنگ
................
............
کلامش جاویدان و یاد خاطره اش همیشه زنده باد
- Coyright Behnama , all rights- behnama.tv@gmail.com ـ استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع و یا لینک دادن به آن ها بلا مانع است