گفتگوی تلویزیونی فرح ربیعی با سوسن تسلیمی کارگردان و بازیگر تاتر، سینمای ایران و سوئد
1387 اول فروردین ، نوروز
من خودم شیفته نقش های مشگل هستم، کاری که با آن دست و پنجه نرم کردن ،مایه انگیزش هنر می شود
فرح ربیعی/ : بله دوستان عزیز، به رسم ایرانیان قدیم ، در زمانی که نوروز می شود و ما عید سعید باستانی را جشن می گیریم ، رسم دیدو بازدید را فراموش نمی کنیم ، چون بسیار حائز اهمیت است . امسال ما به دیدن یکی از هنرمندانی می رویم که سال گذشته هم مهمان سیمای نور بودند و بسیاری از بینندگان از این دیدار خوشحال شدند
نزد خانم سوسن تسلیمی هستیم ، هنرمندی که شما می شناسید و با کار های هنری ایشان از نزدیک آشنا هستید
ف. ر /خوش آمدید خانم تسلیمی
سوسن تسلیمی/ من هم سلام می کنم خدمت شما و بینندگان عزیز
ف.ر/ من خوشحالم که با و جود اینکه شما بسیار مشغول هستید و کار های مختلفی دارید ، فرصتی شده است تا شما را در استودیوی سیمای نور ملاقات کنیم ..و بسیار خوشحالیم که در این شاد باش عید نوروز با ما همراه هستید
سوسن تسلیمی / خواهش می کنم ، من خیلی خوشحالم که آمدم و دوباره فرصتی پیش آمد که به اصطلاح دیداری تازه بکنیم ، و من هم سال نو را به هموطنان عزیزم تبریک بگویم. سال نو را به شما و همکارانتان تبریک می گویم همچنین برای همه ایرانیان عزیز در هر کجای کره خاکی که هستند سالی همراه با موفقیت و همراه با شادی آرزو می کنم
ف.ر/خیلی متشکرم ، مخصوصا که این شاد باش ویژه شهر یوته بری هم هست، البته شما ساکن هم یوته بری هستید و هم استکهلم ، بله؟
سوسن تسلیمی/ بله ، درسته
ف.ر/ خانم سوسن تسلیمی ، من فکر کردم که شما کار های مختلف هنری بسیاری را تا اکنون انجام داده اید. ولی کار قدیمی شما در فیلم « شاید وقتی دیگر» بسیار مورد توجه قرار گرفته است . هنوز بعد از سالها صحبت این فیلم به گرمی نزد هنر مندان می شود .خود نام این فیلم پیامی گیرا دارد .نظر شما چیست؟
سوسن تسلیمی/ بله ، شاید وقتی دیگر ... نزد بسیاری چنین است ، و برای خود من هم همراه با خاطرات است
ف.ر /اجازه بدهید قسمتی از این فیلم را با هم ببینیم
ف.ر/ بله خانم سوسن تسلیمی ، خاطرات را مرور کردن ، احساس خوبی را در انسان زنده می کند. در این صحنه که دیدیم ، سوسن کسی را ملاقات می کند که شکل خودش است ؟
سوسن تسلیمی/ بله ، خواهر دوقلوی خودش را ملاقات می کند
ف.ر/ واقعا این صحنه ها هنوز چقدر زنده است. شما با دیدن آنها چه احساسی پیدا می کنید؟
سوسن تسلیمی/ احساسی خوب، خیلی جالبه . برای من این یک خاطره دوراست. الان حدود بیست سال از آن گذشته است . بیست سال پیش، که من این فیلم را بازی کردم و این آخرین کار سینمایی من در ایران بود
ف.ر / خانم تسلیمی تا زمانی که قسمتی دیگر از فیلم « شاید وقتی دیگر » برای پخش آمادها بشود، تا ببینیم و درباره آن صحبت کنیم ، جای آن دارد که در رابطه با کار شما در حال حاضر صحبت کنیم . همانطور که می دانید، امسال در دنیای سینما اتفاقی افتاد و کارگردان مولف سینما « اینگمار برگمن » در گذشت و این حادثه در سوئد تاسف بسیاری را برای از دست دادن این معلم کاردان به جای گذاشت
خانم سوسن تسلیمی ، شما خود معلم هنر هستید و در حال حاضر شاگردانی را برای دوره عالی هنرپیشگی تعلیم می دهید و با شاگردانی سروکار دارید که با اشتیاق هر چه تمامتر می خواهند از تجربه و دانش معلم خود حد اکثر استفاده را بکنند. به نظر شما که یک معلم هنری هستید نقش معلم بودن و موثر بودن در خلق هنر چگونه است؟
سوسن تسلیمی / ببینید ، خوب ، الآن من بیشترکارم روی کارگردانی متمرکز شده است . تعدادی از دانشجویان سال آخر بازیگری را برای کار پایانی خود تعلیم می دهم . البته من فکر می کنم یک معلم در حین آموزش هنر خود نیز بسیار می آموزد و تجربه می اندوزد. در زمانی که کاری را کارگردانی میکنم ، همیشه مواردی پیش می آید که خود در زمانی که دانجشوی بودم با آن روبرو شده ام . جوانانی که با آنها کار می کنم از این مراحل می گذرند. من اشتیاق آنها و تشنگی آنها را برای کار کردن و تجربه کردن حس می کنم .، و گاه بسیاری از مسائل بازیگری و مشگلات و راه های تلاش و کسب تجربه برایم مرور می شود. یکی از مواردی که این را برای من جالب می کند ، در رابطه با دانشجویان هنر همزمان که من به آنها آموزش می دهم خود نیز یاد می گیرم و پر بار می شوم .این برایم یک تجربه ارزشمند است
این مطلبی که شما اشاره کردید در باره اینگمار برگمن و نقش معلمی خوب و موثر بودن بسیار مسئله مهممی است . اما در همین رابطه باید بگویم که اینگمار برگمن هم در یک تجربه ای با من هم سرنوشت بوده است . ماجرا از این قرار است که به اینگمار برگمن یک بار پیشنهاد می شود که در همین دانشکده هنر مسئولیت دانشجویان دوره پایانی را قبول کند و کار پایانی آنها را کارگردانی کند . او در دفتر خاطرات خود نوشته است که : وفتی به من این پیشنهاد را دادند ، پیش خودم گفتم ، چه کار !خوب و جالبیه
همین طور که وقتی به من این کار پیشنهاد شد ، من هم گفتم چه کار خوبیه ، چه کار جالبیه ! ، برای اینکه این دانشجویان هنوز تازه اند و فرم و شکل خاصی نگرفته اند .و خوب این کار برای من خیلی جالب بود ، همان طور که برگمن برایش جالب بود. ولی مسئله اساسی که هم من و هم برگمن به آن برخوردیم (البته اگر ما نقطه مشترکی در این مورد داشته باشیم ) پیدا کردن یک پیسی بود که شاگردان بتوانند کار کنند و همه در آن نقش برجسته داشته باشند ، و این خیلی خیلی مشگل بود. چون من برای ده دانشجو ، که معمولا دانشجویان بین 8 تا 10 نفر هستند ، که برگمن هم همین تعداد را داشت ، باید نمایشنامه ای پیدا کرد که همه بازیگر ها نقش های خیلی بزرگ و برجسته داشته باشند.این کار پایانی داشجویان است و برای دانشجو خیلی مهم است. چون کار پایانی دانشجویان توسط مدیران تاتر از جا های مختلف دیده می شود و دانشجو برای یافتن کار و وارد شدن به بازار کار باید قابلیت خود دراینجا به نمایش بگذارد و خود را به این وسیله معرفی کند
برگمان در خاطراتش می گوید ، اول گفتم ، چه کار فوق العاده ای است و چه پیشنهاد خوبی ، ولی وقتی که در جریان کار قرار گرفتم و باید نمایشنامه ای پیدا می کردم که همه توی آن نقش های بزرگ داشته باشند، برای من شد یک کابوس ..! که من چگونه این نمایشنامه را پیدا کنم ؟ . سرانجام برگمن خودش مجبور شد نقش هایی رو برای شاگردانش بنویسد. البته از قبل یک نمایشنامه داشت ولی مجبور شد نقش هایی بنویسد و به آن اضافه کند
ف. ر / یعنی او ده نقش اول برای شاگردانش نوشت؟
سوسن تسلیمی / بله در واقع ده نقش اول نوشت
ف . ر / خیلی سخته ! پس شما هم مجبور شدید برای دانشجویان خودتان نقش هایی را خودتان بنویسید؟
سوسن تسلیمی/ نه !!! برگمن این کار را کرد ، من نکردم ، من اینجا شانس آوردم و بخت با من یاری کرد .برگمن نتوانست آن نمایشنامه را پیدا کند ، که همه بازیگر هایش نقش های بزرگ داشته باشند
من نمایشنامه ای را پیدا کردم ، البته حدود سه ماه در جستجوی این نمایشنامه بودم ، سر انجام یک نمایشنامه یافتم که نویسنده آن یک جوان ایتالیایی 32 ساله بود که این نمایشنامه را در سن 25 سالگی اش نوشته است .در این نمایشنامه نقش ها در واقع بزرگ است ، ولی بازهم همانطور که شما فرمودید ، من خودم مجبور شدم در آن دستی ببرم تا توازنی بین نقش ها ایجاد بشود
ف.ر/ این خلاقیت ، زمانی به وقوع می پیوندد ، که دانشجو می خواهد آخرین کار پایان تحصیلی خود را ارائه دهد و تمام انرژی و استعداد خود را به کار می گیرد و استاد خودش را هم مجبور می کند که در کنار آن خلاقیت هایی را اضافه کند . چنین است؟
سوسن تسلیمی/ بله ، دقیقا ، چون که بعد از چهار سال درس خواندن در دانشکده و حالا پایان نامه کار خود را می گیرند می خواهند بهترین کار خود را به نمایش بگذارند.
ف. ر / بله ، اگر قسمت دیگری از فیلم شاید وقتی دیگر حاضر باشد ، به اتفاق این قسمت را می بینیم و شما خانم تسلیمی این قسمت فیلم نقش بسیار حساسی را بازی می کنید .دلم می خواهد که در این مورد صحبت کنید
بعد از فیلم
ف.ر / بله، زن موجود اسرارآمیزی است ، برای همین آنقدر فیلم در باره زن می سازند. خوب ، نظرشما چیه خانم تسلیمی؟
سوسن تسلیمی/ نظر من؟ . من این صحنه را خیلی دوست دارم ، برای اینکه در این چند صحنه من سه نقش را بازی می کنم ، نقش خواهر های دوقلو و مادر آنها رو که دو خواهر در زمان حال هستند و مادر در زمان گذشته دور و در واقع در تصورات و خاطرات آنهاست. ما در فیلم هم خاطره مادر را می بینیم و هم آن چیز هایی که دختر ها بیاد دارند ، با یک دوربین سینما که مرتب دارد فیلم برداری می کند . صحنه این ملاقات را فیلم برداری می کند و به خاطر می آورد ، دوربین به خاطر می آورد. در اینجا بازی کردن سه نقش متفاوت طبیعتا برای هیچ بازیگری آسان نیست و این برای من به اصطلاح یک کار برانگیزنده بود
ف.ر/ شما معلوم است که برای این کار خیلی مایه گذارده اید
سوسن تسلیمی / بله ، من خودم شیفته نقش های مشگل هستم ، چون نقش های راحت و ساده را به هر حال در ضمن سالها تجربه کاری با ترفند های بازیگری می توان بوجود آورد ولی کاری که انسان با آن باید دست و پنجه نرم کند تا بتواند بر آن چیره شود چیزی است که برای من بیشتر جالب و دوستداشتنی است
ف. ر / شما خودتون از کار هایی که تا کنون به نمایش گذارده اید راضی هستید ؟ چه فکر می کنید؟
سوسن تسلیمی / البته من این را باید بگویم که بطور کلی و صد در صد هیچ وقت بطور کامل راضی نبوده ام . و من فکر می کنم که این خوبه که انسان راضی نباشه . برای اینکه عاملی می شود که برای بهتر و بهتر شدن کوشش بکند ، همیشه یک جایی باید بگذاره ، برای رشد کردن و گر نه انسان راضی باشد که کاملم ، دیگر احتیاج به یاد گیری هم در خود احساس نمی کند
این صحنه ای که دیدیم برای من خیلی جالب بود ، چون که بازیی که من برای دو خواهر ارائه می دهم ، این که این دو خواهر چون در زمان معاصر اند ، بازی زمان معاصر را داشتند و بازی مادر را چه در زمانی که فیلم نامه را خواندم و طبیعتا با صحبت ها و همکاری های آقای بهرام بیضایی که کارگردان فیلم بودند ،انتخاب این نوع بازی و صحنه را ما از روی سینمای صامت الهام گرفتیم ، چون نقش مادر خیلی فرق میکند و برای همین است که حالت خاطره پیدا می کند. یعنی بازی مادر از سینمای صامت متاثر است و سبک بازیگری خودش را دارد
ف.ر / این دو صحنه از فیلم خاطره انگیز « شاید وقتی دیگر» را که به اتفاق دیدیم .قبول دارید که بار ها نام این فیلم تکرار شده است و بنا به مناسبت هایی به آن اشاره می شود. این چه احساسی را در شما زنده می کند؟ تا به حال چند بار این را شنیده اید ؟ شاید وقتی دیگر
سوسن تسلیمی/ بله بسیارتکرار شده است ، البته خوش آیند هم هست ، وقتی که فیلم تمام می شود ، یک دریچه ای را باز می کند. خواهر ها در آن صحنه آخر از هم جدا می شوند و هر کدام به خانه خودشان می روند. ولی یک دریچه برای امید به ادامه ، باز می کند ، که شاید وقتی دیگر ... شوهر یکی از خواهر ها می پرسد : نمی خواهی امشب پیش ما بمانی ؟ . و شوهر خواهر دیگر « کیان » می گوید: نه ، بعدا برمی گردیم ، شاید وقتی دیگر
و به اصطلاح این یک دریچه ای است برای ادامه یک امید
ف. ر / بله، جای امید باقی است . ما هم خانم سوسن تسلیمی امید ملاقات شما را و پیش آمدن فرصت ها را از دست نمی دهیم ، وضمن اینکه سال نیکویی برای شما آرزو می کنیم و امیدواریم که در سال جدید شاهد موفقیت های بیشتری برای شما باشیم ، این دسته گل را که البته بوی سوسن نمی دهد به شما تقدیم می کنیم .با تشکر از اینکه نوروز امسال را با ما همراه شدید
سوسن تسلیمی/ بسیار ممنونم ، و دوباره آرزوی سالی خوب موفق برای شما و هموطنان عزیزم می کنم ، سالی پر از شادی و مهر
نوروز 1387 /تهیه کننده فرح ربیعی
- Coyright Behnama , all rights- behnama.tv@gmail.com ـ استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع و یا لینک دادن به آن ها بلا مانع است