فستیوال تاتر و رقص گوتنبرگ / سوئد....GÖTEBORG DANS OCH TEATER FESTIVAL
جشنواره رقص و تاتر در شهر گوتنبرگ /سوئد
18-26 AUGUSTI / 2006
جشنوار ه رقص و تاتر در شهر گوتنبرگ جشنواره ای است بین المللی ، که از تاریخ 18 تا 26 اوت با گروه های هنری از سرتاسر جهان آغاز می شود
نمایش های گوناگونی از تاتر و رقص به صورت نمایش هنر مدرن توجه تعداد زیادی از منتقدان هنری و خبرنگاران داخلی و خارجی را به خود جلب نموده است . وجود شیوه های جدید نمایشی و خلق صحنه های مدرن این تفکرانسان را به فکر وا می دارد که آیا هنر مرزی دارد ؟ یا نه،و هنر درآینده بر صحنه تاتر و نمایش چگونه خواهد بود
Helena Waldman ( Scenografi och regi)هلنا والدمن ـ کارگردان
تاتر ایرانی " نامه های برگشتی " توسط کارگردان آلمانی خانم هلنا والدمن در فستیوال رقص و تاتر گوتنبرگ به نمایش در آمد
فستیوال تاتر در گوتنبرگ سوئد از سال 1984 کار خود را آغاز کرد و هر دو سال یک بار این فستیوال با حضور آثار نمایشی کشور ها مختلف
برگزار می شود
مدیر مسئول فستیوال تاتر در گوتنبرگ معتقد است که ملاقات هنرمندان خارج از اروپا با هنر مندان اروپایی Birgitta Winnberg
باعث خلاقیت و تداوم فستیوال خواهد بود
او می گوید که ما داستان های خود را برای همدیگر شرح می دهیم و تاریخچه زندگی خود را بازگو می کنیم ، اما ما مجبور نخواهیم بود که حتما با هم همنظر باشیم . هرکدام از ما روش خود را برای زندگی داریم ،اما ما برای اینکه همدیگر را بفهمیم باید به شرح روش زندگی و !اندیشه خود به پردازیم . این فستیوال تاتر و رقص وسیله ای است برای درک بین ملت های مختلف . فقط همین
ماجرای به نمایش در آمدن این تاتر در فستیوال تاتر گوتنبرگ خود ماجرایی نه همچنان غریب او نادر بلکه با خود معنای نمایش " نامه های برگشتی ارتباط نزدیک دارد
این تاتر در سال 2005 توسط یک گروه هنر پیشه زن ایرانی در فستیوال فجر به نمایش در می آید و نام آن در واقع " نامه هایی از کشور چادر " بود و قرار می شود که همین نمایش در فسیوال رقص و تاتر شهر گوتنبرگ هم شرکت داشته باشد
خانم " هلنا والدمن " کارگردان آلمانی تاتر مزبور که این بار با الهام از اینکه این نامه ها به سر منزل مقصود نرسیدند نام تاتر را حفظ می کند ولی روی آن به رسم اداره پست آدرس را خط می زند و نام نامه های برگشتی را انتخاب می کند و در کنار آن می نویسد
خانم هلنا می گوید که به تاتر و سفوگرافی علاقمند است و بعد از تحصیلاتش در آلمان بار ها با گروه های هنرمند ازسایر نقاط و کشور های دیگر کار کرده است از جمله در پراگ و ایران و فلسطین و برزیل کار های اینترنشنال در فستیوال های مختلف ارائه داده است .او می گوید : من همچنین علاقه مند به سیاست هستم و مشخصا توسط هنر و زبان و نور و موزیگ ارشیتکتور و فضای خاصی را می خواهم خلق کنم که سیاست را هم تحت تاثیر قرار دهد . من با هنر مندان مشهور دنیا از جمله مولر ، رابرت ولز و... بسیاری دیگر کار کرده ام اما بیشتر ترجیح می دهم به این گونه مستقل کار کنم
او می گوید که سال 2005 تاتر " نامه هایی از کشور چادر " را در تهران دیده است و این تاتر قرار می شود که در فستیوال شرکت داشته باشد . در این تاتر شش زن درون چادر هایی به شکل پاکت نامه قرار می گیرند و هر کدام چون نامه سر نگشاده قصه خود را می سراید . در تاریخ 21 مارس خبر یافتیم که هنر پیشگان زن از حضور و بازی در این تاتر ممنوع شدند . تاتر مزبور را با کمک فستیوال رقص و تاتر گوتنبرگ و فوند تاتر فالسبو لودویچ و انیستیتو گوته با شرکت شش هنر پیشه ایرانی مقیم اروپا باز سازی کردم
هلنا والد من می گوید من در ایران وضع زنان را مشاهده کرده ام . می دانم که مردم در دیگر کشور ها هم در مورد دانستن وضع زنان در ایران بسیار کنجکاو هستند . به نظر من زنان در ایران چگونه می اندیشند و چگونه زندگی می کنند خود در مقایسه با زنانی که خارج از ایران زندگی می کنند بسیار جالب تر است . اینکه این گروه که در اروپا زندگی می کنند چگونه و به چه نسبت توانسته اند آزادی را حس کنند . آیا احساس بهتری دارند ؟ چه مسائلی راحت تر و چه مسائلی مشگل تر شده است ؟ و ترس و امید های آن ها کجاست ؟ و مسائل دیگر که باید به آن پرداخت
در مورد حجاب خانم هلنا می گوید : برای من حجاب مثل یک پاکت نامه است و زن داخل آن پاکت ، نامه . این ها نامه هایی هسنتد که باید خوانده شوندو آنها را شناخت . من فکر می کنم وضع ظاهری انسان ها ارزش آنها را کمتر یا بیشتر نخواهد کرد ما همه گونا گون هستیم
Festival Montpellier Danse 2006
Theater im pfalzbau Ludwigshafen (D)
Hauptstadtkulturfonds
Goethe- Institut
آلمان / ایران
Return to sender...نامه برگشته
با صحنه هایی از چند چادر به شکل پاکت نامۀ پستی آغاز می شود . پستی که از جایی دور و نامشخص رسیده است
شش هنر پیشه به شکل نامه در درون این چادر ها در حال رقصیدن و خواندن هستند . تاریخچه ای از زندگی خود را به صورت داستان در کشوری چون ایران می خوانند . نامه های درون چادر ها قصه های زندگی خود را برای جهانیان بازگو می کنند
شش بازی گر زن در درون چادر وضع کنونی زنان ایران را در ممنوعیت خواندن و رقصیدن در زیر حجاب را به نمایش می گذارند
تاتر ایرانی " در میان مه " همچنان در میان مه ناپدید می شود
...شاید این که می گویند بعضی فیلم ها را برای فستیوال می سازند ، حالا نوبت به تاتر ها رسیده است که
امروز چهار شنبه 23 اوت در سالن " آنگرد تیاتر " ساعت 19 این تاتر به نمایش در می آید . اما علی رغم کنجاوی رسانه ای مان در به نمایش در آمدن یک تاتر و موجود بودن 5000 کیلومتر فاصله ا ز وطن عزیزمان در یافتیم که گروه تاتر با پیش شرط اینکه هیچ گونه مصاحبه ای نداشته باشند این تاتر را در فستیوال تاتر و رقص گوتنبرگ شرکت داده اند ، این شرط شامل هنر پیشه های تاتر از جمله باران کوثری هم می شد
اما در رسای این تاتر و موضوع آن که در رابطه با مهاجرت است امیر رضا کوهستانی نویسنده وکارگردان "در میان مه " صحنه را پر می کند از تاریکی شب و صدا هایی از دور دست که از زمان های کهن به گوش می ر سد صدا هایی خفه شده در خاطره زمان . صداهایی از جایی خیلی دور ، صداهایی که از مردمانی که یک روز مجبور به ترک سرزمین خود شدند و به سرزمین های ناشناسی رسیدند و در آنجا ساکن شدند
روش کار او ماجرای مهاجرت را به وضوح از درون می شکافد و قصه زینا و ایمان را بر روی صحنه خلق می کند
قصه مهاجرت همیشه یکی است .، گرچه تعریف این قصه به تعداد مهاجران متفاوت است اما شرح مهاجرت از درون سرزمین مادری با شرح مهاجرت از خارج از سرزمین مادر ی بسیار متفاوت است
رفتن و دور شدن در عرف ما همیشه قصه ای غم انگیز بوده است و پیوندی نزدیک با مرگ دارد
زینا زن حامله ای است که همراه ایمان می خواهد از وطن مهاجرت کند و می خواهد کودکش را آن طرف کانال انگلیس به دنیا بیاورد ، ایمان در پی آن است که خطرات را نادیده بگیرد و آنرا به فراموشی بسپارد
قصد سفر به جایی دور ، آنها را مجبور می کند که به زندگی خود برگردند و آن را بررسی کنند
دو تاتر ایرانی درمیان ده ها نمایش تاتر و رقص در فستیوال تاتر و رقص گوتنبرگ گوشه ای از نمایش کار هنر مندان ایرانی است که زینت این فستیوال تاترو رقص سال 2006 گوتنبرگ بود . امیدوارم که هنرمندان ایرانی از سر اسر جهان از شرکت در این گونه فستیوال ها استقبال کنند تا گوناگونی هنری خود را هر چه گویا تر به نمایش بگذارند
ایران
Amid the clouds............-در میان مه
امیر رضا کوهستانی/ گروه تاتر مهرـ شیراز
نویسنده و کارگردان : امیر رضا کوهستانی
بازیگران
باران کوثری ـ حسن مجونی ـ علی بهرامی
دستیار کارگردان
مهین صدری
طراح صحنه
محمد رضا حسین زاده
مدیر برنامه
Pierre Reis
Amid the clouds
Angereds Teeatet
19.00/20:10
چهار شنبه 23 اوت
Amid the clouds
Angereds Teeatet
19.00/20:10
پنج شنبه 24 اوت
Foto: David Clermont Béique, Simon Guilbault
Foto: Urban Jörén
Foto: Yaniv Cohen
foto: Bettina Stöß
James Thiérrée(France)
Alternative Theatre Group (Egypt)
Faust´s dreams
Akram Khan Company (UK)
ma
The Temple Independent Theatre Company /
Ahmed El Attar (Egypt)
Mother I want to Be a MillionAire
De Onderneming (Belgium)
The Proof
The Notebook
Company Flakk / José Navas (Canada)
Adela, mia amor
Lone Twin (UK)
Ghost Dance
Sledge Hammer Songs
Marie Brassard (Canada)
The Darkness
Les Ballets C. de la B. /
Sidi Larbi Cherkaoui & Capilla Flamenca (Belgium)
FOI
Edit Kaldor (Hungary/The Netherlands)
Or Press Escape
Cie Cirque / Ueli Hirzel (France)
Cirque and the story of August
تهیه کرده است که این گزارش کمیdmini Chettur گزارشگر سوئدی ما گزارشی از تاتر شرکت کننده در جشنواره از کشور هند به نام
دیر به دست ما رسید ، بنا براین این گزارش را برای استفاده دوستان محلی در این صفحه قرار می دهیم
Padmini Chettur – Paper Doll (Pustervik, 25/8 2006)
Föreställningen är igång redan när publiken kommer in i salongen – en minimalistisk rytm ekar mellan väggarna och de fem kvinnliga dansarna utför identiska rörelser med ansiktena vända bort från publiken. De ser verkligen ut som pappersdockor i sina likadana ljusa kläder. När de vänder sig mot publiken får det pappersdocksliknande intrycket dock ge vika för fem kvinnor som ömsom tillsammans, ömsom var och en för sig utför individuella rörelser till den meditativa rytmen i bakgrunden. De glider ifrån varandra, bara för att en stund senare återfinna varandras händer på någon annan plats på scenen. Om den indiska koreografen Padmini Chettur haft någon tanke om att dansen skall likna livets relationer – dess eviga uppbrott och återvändanden – vet jag inte, men det är tanken som slår mig när jag ser dansarna stryka varandra ömt över kinden, ge en hjälpande hand åt den ensamma dansaren som rullar över golvet i förtvivlan, eller som ett enda väsen låta de andras rörelser avspegla sig i den egna kroppens rörelser. Det är vackert, avskalat och meditativt.
/Karin Dahlman
- Coyright Behnama , all rights- behnama.tv@gmail.com ـ استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع و یا لینک دادن به آن ها بلا مانع است