چه بسیار زندگان که که بر روی زمین می روند ، آنان مردگان اند
و چه بسیار مردگان که در زیر خاک خفته اند ، آنان زندگان اند
خانه ی مردم ـ شهرگوتنبرگ سوئد شنبه هفتم اکتبر را به یاد " به آذین " گذراند . به همت اتحادیه سراسری ایرانیان سوئد و انجمنهای متحد مراسم یادبودی برای زنده یاد به آذین برگزار شد ABF وسازمان آموزشی ـ فرهنگی
مراسم با یک دقیقه سکوت به احترام آن جاویدان ، مرد عرصه فرهنگ معاصر آغاز شد و با یادگاری خویش که همانا سخنان شور انگیز در شب های شعر گوته بود شکسته شد
خواست ما باز گشت به آزادی است . آزادی غایت مقصود ماست ، امروز و همیشه ما این آزادی را حق همه می دانیم و برای همه می خواهیم ، بدون کمترین استثنا
رضا طالبی به جایگاه فراخوانده شد تا زندگی زنده یاد به آذین را مروری کند . ، و به حق که نمی شد تمام فعالیت های او را حتی در یک شب کامل مرور کرد ، وای به حال ما که چندین دقیقه بیش زمان نداشتیم . فهرست وار آنچه جاودانه در ادبیات پارسی از او بر جای مانده بود خوانده شد
باور نمی کند دل من مرگ خویش را
نه نه من این یقین را باور نمی کنم
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کسی را پر پر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را باور نمی کنم
محمد جعفری ، شعر در سوگ ـ به آذین جعفر کوش آبادی را برایمان خواند . او چه زیبا برای آن زیبا نگار سروده بود و چه زیبا و پر احساس هم خوانده شد
خبر آود به آذین رفت
به جز معدودی از یاران نه دست ای دریغا روی دستی خورد
نه دندانی لب افسوس را خایید
به پیشانی نوشت دیگر اندیشان در این ماتم سرا این بود و این است
صدای دلنشین به آذین در جشن نود سالگی اش زینت بخش مراسم شد
اگر امروز پس از شصت سال کار در خانه ای نشسته ام که ارکانش در حال فرو ریختن است خود خواسته ام و گله ای ندارم ... درود و سپاسم بر زندگی در همه حال
سپس بهمن حمیدی به جایگاه دعوت شد . می شد انتظار داشت که حرفهایی از جنسی دیگر شنید ، شاید از جنس ابریشم . آنگاه که حمیدی نتوانست بغض خود را فرو خورد ، گویی حاضرین نیز منتظر تلنگری بودند
او " به آذین " کوشنده ی مردم گرا و بهبود خواه سیاسی بود ، پس از این نظر می توان او را کاوید . سازمان گر ، پر پیشینه عصه های اجتماعی و روزنامه نگاری بود ، پس می شود به او از این منظر پرداخت . پیر پر تحمل زندان های سیاه بود که می شود و باید همراهی اش کرد . ن.یسندهۀ توانا و صاحب سبک بود ، پس می توان به جایگاهش از این طریق راه جست . مترجم انسانی ترین و ماندگارترین رمان های جهان بود ، می توان از این منظر به نقدش و نظیرپردازانش پرداخت .از پایه گزاران کانون نویسندگان بود و دو بار در این راه افتخار آفرید ، می شود به او از این نظر دریچه گشود و پاسخ چانه لقی های بسیاری را داد .صلح دوست و آزادی خواه بود و می شود مسحور او در این فضا شد ...و افسوس که او رنجور وضع موجود بود
بعد از استراحتی کوتاه فیلمی از مراسم خاکسپاری آن مرد بزرگ پخش شد و بعد از آن پیام ناصر موُِِذن از هم رزمان و نزدیکان زنده یاد به آذین خوانده شد
رفیق به آذین اثری ژرف بر ادب ، هنر و فرهنگ معاصر میهن ما ، بر شخصیت های ادبی و هنری و بر چند نسل جویندگان آزادی وحقوق انسانی در میهن ما داشته است . اثری ماندگار ، چه در نوع سخن و چه در نوع نگاه به جهان نگاه جسور و در عین حال اندیشمند به آذین افق های امید و مبارزه را در برابر انسان درد مند میهن ما می گشاید
در پایان مراسم فریبرز کرمی و رضا شریفی قطعاتی چند با سه تار و تنبک اجرا کردند و ترانه مرغ سحر ، آن روح حق خواه به آذین را بیادمان آورد و ترانه ی سپیده " ای ایران ، ای سرای امید " اصالت و وتن دوستی اش را
یادش گرامی باد
وین ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند ز جایی و خورشید می شود
تا هست در زمانه یکی جان دوستار
کی مرگ می تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین گلهای یاد کس را پر پر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را باور نمی کنم
سخنران : بهمن حیدری
زمان شنبه ـ 7 ـ اکتبر از ساعت 18
Folkets hus Järntorget : مکان
ABF اتحادیه سراسری ایرانیان ـ واحد غرب و انجمن های عضو و با همکاری
آزادی
آزادی می تواند طعم های بسیار متفاوتی داشته باشد .میتواند طعم گس وحشت یا طعم شیرین امنیت را داشته باشد . می تواندبه اندازه ی اضطراب ، سد و به اندازه ی دیالکتیک منفی آدورنو تلخ باشد . آزادی می تواند هم چون انتخاب های از روی عادت ، بوی نا بدهد یا عطر شگفت انگیز و تازه ی انتخاب های اساسی را داشته باشد
«سون اریک لیدمن»
استاد تاریخ عقاید و علوم در دانشگاه گوتن
بیانیه اول کانون نویسندگان ایران هنوز زیبا ترین دستاورد نثر فارسی در ارتباط با آزادی است . ازین پاره خطابه او در اولین جلسه بحث کانون نویسندگان ایران در 5 دی ماه 47 هنوز بعد از سی و پنج سال بوی تازگی می تراود.
ــ منی که به سانسور اندیشه و گفتار خود تن می دهم
بهانه ترس از یک طرف و قدرت قاهر از طرف دیگر به منی که در امور شهر و کشور خود دخالت نمی کنم ،رای نمی دهم ، انتخاب نمی کنم و انتخاب نمی شوم ، تجاوز را می بینم و دم نمی زنم ،منی که بایدبروم ودر برابر میزی بنشینم و حساب عقیده خود را و ایمان خود را
حساب دوستی ها و دشمنی های خود را ، حساب دیروز و امروز و فردای خود را به بیگانه سمجی که نماینده قدرت قاهر روز است پس بدهم ، اهانت ببینم و زیر ورقه اهانت را به دست خود امضا کنم
ـــ من شاید آزادی را بفهمم ولی جرئت آزادی را ندارم
نقصی ، علتی در شخصیت انسانی من است که اگر بر آن آگاهم هر چه زود تر به جبران آن پردازم
و گر نه شایسته نام انسان نیستم
***
- Coyright Behnama , all rights- behnama.tv@gmail.com ـ استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع و یا لینک دادن به آن ها بلا مانع است